جز خدا حقیقتی نیافتم

دسته : ...
تعداد بازدید:۱۴۶
جز خدا حقیقتی نیافتم

جز خدا حقیقتی نیافتم

 

به هر آیینی فرو رفتم  که خدا را بیایبم کمتر یافتمش

به هر شیوه ای تمسک جستم که بیابمش کمتریافتمش

گفتند :

راه ما راه مستقیمتر به سوی خداست

 خواندم و  شنیدم چون متفکر شدم و تدبر نمودم خدا را نیافتمش

ظاهرش رو به سوی خدا بود و درونش بر خلاف خدا

چطور میافتم که نیافتمش ؟؟؟؟؟!!!!

با ندای درونم که میگفت :  نه آنچه به دنبالش هستی این نیست

 صدای دلم را پیش گرفتم به ندایی که دردلم بود گوش فرادادم زمانی صدای دلم را میشنیدم که در خدا میاندیشیدم تمام وجودم را خدا فرا میگرفت ذهنم را قلبم را آنگاه چیزی در من که در گمان اول گویی خودم هستم ندا میداد ندایی که بر دلم مینشست و خوب فهمیدم صدایی به جز من است این صدا نگفت که من خدا هستم اما از هوشیاری و آگاهیش دانستم کسی نیست جز خدا

ای دل غافل که مدتها خدا در درونت با تو بود و تو در بیرون به دنبالش میگشتی

آب در کوزه هست و ما تشنه لبان میگردیم

یار در خانه است و ما گرد جهان میگردیم

خدا خدا میگفتی و از این مسلک به آن مسلک

از این آیین به آن آیین

از این مذهب به آن مذهب

از این ..................

و داستان....

هزاران معماها و رازها گفتند و روایات و نقل ها و....... هزاران کتاب ها نوشتند و  تفسیر کلام او و هزاران  هزار اختلاف نظرها

سردرگم میشوی در میانشان

آخر کدامین سو رو به سوی حقیقی اوست؟

چرا این همه پیچ و خم

چرا همه به جان هم افتاده اند بر سر مسائلی که خیر وسودی در ان نیست جدل ها میکنند

خب طبیعی است هیچ انسانی در دنیا وجودندارد که تمام نظرش با انسانی دیگر یکی باشداین قابلیت مختص انسان است

پس اختلافات را دور از منطق نیافتم با خود اندیشیدم آیا همه درست فکر میکنند

آیا طبق قانون :هر کسی دنیایی دارد و دردنیای خود حق با آنهاست دراین خصوص جواب میدهد 

مگر میشود خدا را مانند دیگر مسائل که در موردشان اختلاف هست امری طبیعی شمرد وبا نظر و رای هر کسی به سویی کشید او که خداوخالق همین انسانهایی است که خودش با چنین قابلیتی خلقشان کرد ( اختلاف سلیقه)آنگاه انسان با همین قابلیتی که دارد خدا را تجزیه و تحلیل و بررسی کند و آرای اختلافی صادر کنند

مضحک است چنین تصوری ؟؟!!!

  خدا پاک و منزه است از اینکه در موردش یا در راههای رسیدن به او اختلاف کننند هر کسی که به سویش متمایل شود فقط به سوی  خدا و  نه با همراه کسی و نه با شگردهای مذهبی عجیب و غریب دیگر

هرگاه خدا را بخوانی او اساعه درتو حضوردارد و آنچه خواستی را درکف اختیارت میگذارد و راههایی را برایت روشن میکند تا در ان قدم برداری باهمان ندایی که دردرونت میشنیدی و گمان داشتی خود تو هستی بلکه تو بخشی ازخدایی و این تصور و گمان هم به همین دلیل در ما رخ میدهد که گویی صدای خودمان است این همان خداست که با تو سخن میگوید هدایتت میکند به سوی آنچه درخواست داری گاهی در خواب  گاهی نشانت میدهد گاهی از میان صحبت دونفرمیفهمی که باید چه کنی نشانه هایش برایت روشن میشود اگر او را بخوانی و باشوق و اشتیاق هدایتش را بخواهی

خدایی که در نزدیکی من بود از رگ گردن به من نزدیکتر بود آنگاه چه مضحانه دربین هزاران اختلاف و پیچ و خم به دنبالش بودم

و کتابی که در اختیارم بود و آنچه از  آن میفهمیدم  همان بود که تفهیمم کرده بودند 

و نه بیشتر و آنگاه که خدای درونم را یافتم و از هر دین و کیشی خود رازدودم

با خود گفتم ببینم این خدایی که اکنون یافته ام در کلامش چه میگوید   خواندم و گفته بود تدبر کن تا روشنی و هدایت کلامم در تو رسوخ کند و تو در کلامم رسوخ کنی

کلامش حرف میزند از جنس نداهای درونم بود با کسی که میخواندش و تدبر میکند ارتباط برقرار میکند

  یافتمش !!!!

خدا را که یافتم کلامش را نیز یافتم گفت من برای همه انسانها آمده ام تا هدایت شوند

خدای من باور نکردنی بود !!!

هر آیه که میخواندم دقیقا منظورش  برایم روشن میشد و اگر جایی برایم مبهم بود یعنی نیازی به توضیح بیشتر ندارد همان کافیست آنچه نیاز کنونی من بود دریافت میکردم مثل روز روشن وواضح هیچ رمز و رموزی نداشت برخلاف آنچه میگفتند :که شما دانشش را ندارید و به خطا میروید پس همان تفسیر و توضیح ما برای شما کافیست پا را فراتر نگذارید که جهنم در انتظار شماست

وای بر شما!!! که تا امروز مرا از چنین نعمتی محروم کردید و کسانی که هنوز بر همین باورند از این نعمت محرومند

خدا زنده است کلامش نیززنده است با تو حرف میزند وقتی تمرکز کنی و با شوق بخواهی که بدانی خدا دلت را میگشاید تا بدانی

پس

بخوانش بدون تعصب بدون غرض و مرض

  و مشتاقانه بخوان بشنو که حقیقتش برایت آشکار میشود و رها کن باورهای گذشته را

قرآن برای تو نازل شده آشکارو روان

کلید واژه ها: فکر خدا


نظر شما :